تاریخچه
پیشرفت اولیه:

Justus D. Barnes in Edwin S. Porter's The Great Train Robbery
در تولد سینما ٬ همانند پیشرفت ریشه ای آن٬ به مقدار
زیادی ٬ رد پای امریکا دیده می شود. اولین نمونه ظبط شده از عکس های گرفته
شده و تولید حرکت ٬ سری عکس های یک اسب در حال دویدن از Eadweard
Muybridge بود که او در Palo Alto, California ٬ با استفاده از یک ست از
دوربین های ثابت که در یک ردیف قرار گرفته بودند ٬ گرفته بود. این کار
Muybridge ٬ مخرعین را در همه جا راهنمایی کرد که برای ساختن وسایلی که
بتوانند به طور مشابه چنین حرکاتی را ظبط کنند ٬ تلاش کنند. در امریکا ٬
Thomas Alva Edison از جمله اولین کسانی بود که چنین وسیله ای را ساخت
٬ kinetoscope ٬ که اجرای سنگین این اختراع باعث شد که فیلمسازان اولیه
به دنبال چاره باشند.
در امریکا ٬ اولین نمایش فیلم ها برای تعداد
زیادی بیننده در زمان تنفس میان دو پرده در نمایش vaudeville ( درام
دارای رقص و آواز ) انجام شد. موسسان کمپانی ها شروع به سفر برای نمایش
فیلم هایشان کردند ٬ تا اینکه اولین هجوم ها را به فیلم سازی دراماتیک به
جهانیان نشان دهند. اولین موفقیت بزرگ سینمای امریکا ٬ همچنین بزرگترین
موفقیت آزمایشی تا آن نقطه٬ فیلم سرقت بزرگ قطار (The Great Train
Robbery ) به کارگردانی Edwin S. Porter بود.
برخاستن هالیوود:
در
اوایل 1910 ٬ کارگردان ٬ دی دابلیو گریفیث (D.W. Griffith) ٬ توسط کمپانی
بیوگراف (Biograph) به همراه گروه بازیگری خود شامل ٬ Blanche Sweet ٬
Lillian Gish ٬ Mary Pickford ٬ Barrymore Lionel ٬ و بقیه به west coast
فرستاده شد. آن ها شروع به فیلم برداری در زمینی خالی نزیدک خیابان جرجیا
در مرکز شهر در لس انجلس کردند. کمپانی در آن جا تصمیم گرفت که مکان های
جدیدی را سیاحت کنند و چندین مایل به سمت شمال به دهکده کوچکی که بسیار
مناسب بود سفر کردند و کمپانی فیلم سازی از فیلم سازی در آن جا لذت بردند.
این محل هالیوود نام داشت. سپس گریفیث اولین
فیلمی را که در هالیوود ساخته شد ٬ در کالیفرنیای قدیم (In Old California
) ٬ را ساخت که یک ملودرام از کمپانی بیوگراف درباره کالیفرنیا در قرن 19
و زمانی که آن جا به مکزیکی ها تعلق داشت ٬ بود. بیوگراف چند ماه دیگر در
آن جا ماند و قبل از بازگشت به نیویورک چند فیلم دیگر نیز ساخت. پس از
شنیدن درباره این مکان فوق العاده ٬ در 1913 فیلم ساز های بسیاری٬ برای
امتناع از دست مزد هایی که توسط توماس ادیسون ٬که امتیاز پروسه ساخت فیلم
را داشت ٬ تحمیل می شد ٬ به غرب سرازیر شدند. در لس انجلس در ایالت
کالیفرنیا ٬ استودیو ها و هالیوود رشد کردند. قبل از جنگ جهانی اول ٬ فیلم
هایی در شهر های زیادی از امریکا ساخته شد ولی فیلمسازان با پیشرفت این
صنعت به جنوب کالیفرنیا جذب شدند. آن ها توسط آب و هوای معتدل و نور
خورشید قابل اعتماد ٬ که امکان فیلم سازی در مناطق باز را در تمام طول سال
می داد ٬ و نیز توسط مناظر مختلفی که در دسترس بود٬ جذب می شدند. نقاط
شروعی زیادی برای سینمای امریکا موجود است ٬ ولی این ٬ تولد یک ملت (Birth
of a Nation ) گریفیث بود که در الفبای سینمایی پیش قدم بود و هنوز نیز
سلول هایی از آن تا به امروز حکم فرما است.

Laurel and Hardy
در اوایل قرن 20 و زمانی که این مدیوم جدید بود ٬
مهاجران بسیاری مخصوصا یهودیان ٬ استخدام در صنعت فیلم امریکا را
شناختند. آن ها که به دلایل تبعیضات مذهبی از بعضی مشاغل دور مانده بودند
٬ توانستند نشان خود را در یک تجارت جدید قرار دهند: نمایش فیلم های کوتاه
در سالن های storefront به نام nickelodeons ٬ پس از پذیرش قیمت یک نیکل (
سکه 5 سنتی ) . در طی چند سال ٬ مردان جاه طلبی چون Samuel Goldwyn ٬ Carl
Laemmle ٬ Adolph Zukor ٬ Louis B. Mayer ٬ و برادران وارنر (آلبرت ٬ هری
٬ ساموئل و جک) وارد بخش تولید این تجارت شدند. به زودی تبدیل به سران
تشکیلات بزرگ جدیدی به نام استودیو های فیلم شدند. ( این موضوع ارزش نوشتن
دارد که امریکا ٬ در سال های اخیر حداقل یک کارگردان زن ٬ تهیه کننده و
مدیر استودیو به نام Alice Guy Blaché داشته است ) آن ها همچنین زمینه را
برای جهانی شدن این صنعت فراهم کرد. این صنعت همواره به محوریت تفکرات
محدود متهم می شد ٬ اما تعداد زیادی نخبگان با استعداد خارجی را استخدام
کردند ٬ از بازیگر زن سوئدی Greta Garbo ٬ تا نیکول کیدمن استرالیایی ٬ از
کارگردان مجارستانی ٬ مایکل کورتیز تا کارگردان مکزیکی Alfonso Cuarón .
بقیه
فیلم سازان بعد از جنگ جهانی اول از اروپا آمدند ٬ کارگردانانی مانند:
ارنست لوبیچ ٬ آلفرد هیچکاک ٬ فریتز لانگ ٬ و ژان رنوار ٬ و بازیگرای چون
رادولف والنتینو ٬ مرلین دیتریش ٬ رونالد کلمن ٬ و چالز بویر . آن ها
ذخیره ای از بازیگران را متحد کردند تا یکی از صنعت های رشد یافته قرن
بیستم را شکل دهند. در بیشترین محبوبیت تصاویر متحرک در اواسط دهه 1940 ٬
استودیو ها مجموعا در حدود 400 فیلم را در سال عرضه می کردند که هر هفته
توسط تماشاگرانی از جمعیت نود میلیونی امریکای دیده می شد.
عصر طلایی هالیوود:

Judy Garland and Toto in The Wizard of Oz 1939
در طول به اصطلاح عصر طلایی هالیوود ٬ که از پایان مجازی
عصر صامت در اواخر دهه 1920 تا اواخر دهه 1940 به طول انجامید ٬ فیلم هایی
که از استودیو های هالیوود عرضه می شدند همانند اتومبیل هایی بود که از خط
تولید کمپانی هنری فورد بیرون می رفت. هیچ دو فیلمی ٬ دقیقا مانند هم ٬
نبود ٬ ولی همگی یک فرمول را دنبال می کردند: وسترن ٬ کمدی اسلپ استیک ٬
فیلم نوار ٬ موزیکال ٬ کارتون های انیمیشن ٬ بیوپیک ( تصویر بیوگرافی ) ٬
و غیره ٬ و اغلب ٬ تیم تولید مشابهی بر روی فیلم هایی که بوسیله کمپانی
مشابهی ساخته می شد ٬ کار می کردند. برای مثال ٬ Cedric Gibbons و Herbert
Stothart همواره بر روی فیلم های کمپانی MGM کار می کردند ٬ آلفرد نیومن
برای بیست سال در فاکس قرن بیستم کار می کرد ٬ فیلم های سسیل بی دومیل ٬
اکثرا در پارامونت ساخته می شد ٬ اکثر فیلم های کارگردان ٬ هنری کینگ ٬
برای فاکس قرن بیستم ساخته می شد و غیره ٬ و معمولا هر کسی٬ اغلب به دلیل
بازیگرانی که در فیلمی ظاهر می شدند ٬ می توانست حدس بزند که کدام
استودیو ٬ کدام فیلم را ساخته است. هر استودیو سبک خاصی را داشت و مشخصات
خاصی که امکان فهمیدن این سبک را ممکن می ساخت. ( مشخصه ای که امروزه وجود
ندارد. ) هنوز هر فیلمی مقدار کمی متفاوت بود ٬ و برعکس کارگرانی که
اتومبیل می سازند ٬ خیلی از افرادی که فیلم ها را می ساختند هنرمند بودند.
برای مثال ٬ داشتن یا نداشتن ( To Have and Have Not ) (1944) ٬ مشهور است
٬ نه فقط برای اولین جفت بازیگری ٬ همفری بوگارت ( 1899-1957 ) و لورن
بیکل ( 1924- ) ٬ بلکه همچنین برای اینکه ٬ بوسیله دو کسی که در آیند
جایزه نوبل ادبیات را گرفتند ٬ ارنست همینگوی ( 1899-1961 ) ٬ نویسنده
رمانی که فیلمنامه بر پایه آن بود ٬ و ویلیام فالکنر ( 1897-1962 ) ٬ که
بر روی آن اقتباس ادبی کار کرد٬ نوشته شده بود.
فیلمسازی همچنان یک
تجارت بود و کمپانی های تصاویر متحرک با اداره کردن به اصطلاح ٬ سیستم
استودیو ٬ پول می ساختند. استودیو های بزرگ حقوق هزاران نفر را تامین می
کرد ٬ بازیگران ٬ تهیه کنندگان ٬ کارگردان ها ٬ نویسنده ها ٬ بدل کاران ٬
اهل فن و تکنسین ها. و آن ها ٬ در شهر های بزرگ و کوچک سطح کشور ٬ صد ها
سالن نمایش ٬ که فیلم هایشان را نمایش می داد و همواره به مواد اولیه تازه
احتیاج می داشت٬ داشتند.
بسیاری از تاریخ نگاران سینما ٬ کارهای
بسیار عالی سینمایی را که در این دوره ظهور کرد٬ برای دسته بندی بسیار
فیلم سازی ٬ متذکر می شوند. یکی از دلایلی که چنین موضوعی را ممکن می سازد
این بود که ٬ با اینکه فیلم های بسیاری ساخته می شد اما ٬ همه آن ها نمی
توانستند یک موفقیت بزرگ باشند. یک استودیو می توانست بر روی فیلمی کم
بودجه با یک فیلم نامه خوب و بازیگرانی نا شناس ٬ شرط بندی کند مانند
همشهری کین (Citizen Kane ) به کارگردانی اورسن ولز ( 1915-1985 ) که
بصورت گسترده ای به عنوان بهترین فیلم همه دوران ها ٬ به آن نگریسته می
شود٬ از چنین فیلم نامه ای سود می برد. در شرایط دیگر ٬ کارگردانانی با
اراده محک مانند هوارد هاکس ( 1896-1985 ) و فرانک کاپرا (1897-1991) ٬ در
استودیو ها برای رسیدن به بینش هنری خودشان جنگ می کردند. نقطه اوج سیستم
استودیویی می تواند سال 1939 باشد که ٬ شاهد عرضه شدن کلاسیک هایی مانند
جادوگر شهر از (The Wizard of Oz ) ٬ برباد رفته (Gone with the Wind ) ٬
دلیجان (Stagecoach ) ٬ آقای اسمیت به واشنگتن می رود (Mr. Smith Goes to
Washington ) ٬ تنها فرشتگان بال دارند (Only Angels Have Wings ) ٬
نینوشکا (Ninotchka ) و نیمه شب ( Midnight ) هستند. در میان بقیه فیلم
های عصر طلایی که تا به امروز کلاسیک باقی مانده اند: کازابلانکا (
Casablanca ) ٬ چه زندگی محشری (It's a Wonderful Life ) ٬ نسخه اصلی کینگ
کنگ (King Kong ) و سفید برفی و هفت کوتوله ( Snow White and the Seven
Dwarfs ) .
سیستم استودیو و عصر طلایی هالیوود به خودی خود در
اواخر دهه 1940 به دو گروه تسلیم شد : (1) یک federal antitrust action ٬
که تولید فیلم ها را از نمایش آن ها جدا کرد و (2) ظهور تلویزیون. به
عنوان نتیجه آن عمل آنتی تراست ٬ بازیگران و کادر تکنیکی ٬ تدریجا ٬ از
قرارداد خود با استودیو های فیلم رها شدند. حال ٬ هر فیلمی که توسط یک
استودیو ساخته می شد می توانست کادر و تیم تولید کاملا متفاوتی داشته باشد
که نتیجه آن از بین رفتن آن مشخصاتی بود که فیلم های کمپانی های ٬ ام جی
ام ٬ پارامونت ٬ یونیورسال ٬ کلمبیا ٬ آر کی اُ ٬ و فاکس قرن بیستم ٬ فورا
قابل تشخیص می شد. ولی فیلم سازان مشخصی مانند سیسیل بی دومیل ٬ همچنان
تا پایان حرفه خود ٬ بصورت هنرمند قرار دادی باقی ماندند و یا از تیم
تولید مشابهی در فیلم هایشان استفاده می کردند ٬ در نتیجه یک فیلم دومیل
همچنان شبیه فیلمی دیگر بود که در سال 1932 و یا 1956 ساخته شده بود ٬ و
وسترن های اخیر جان فورد همچنان به همان خوبی وسترن های قبلی بودند. تعداد
فیلم هایی که ساخته می شدند به سرعت افت کرد ٬ و حتی با بالا رفتن بودجه
میانگین نیز ٬ ادامه داشت و این ٬ تغییری در استراتژی برای این صنعت بوجود
آورد. استودیو ها ٬ در حال حاضر ٬ تولید کردن سرگرمی را که توسط تلویزیون
نمی تواند ایجاد شود ٬ هدف خود قرار دادند مانند تولیدات بسیار عظیم ٬
زمانی که بقیه٬ حق خود را در نمایش فیلم های سینمایی خود به بقیه کمپانی
ها برای فروش به تلویزیون واگذار می کنند.
تغییر واقعیات و ظهور تلویزیون:

Easy Rider 1969
بالاخره تلویزیون در سرگرمی امریکا ، اولیت ها را در
صنعت فیلم شکست ، ظهور تلویزیون این پیشرفت ها را در راه خود به سمت فیلم
تایید می کند. این موضوع به این دلیل است که نگرش عمومی درباره کیفیت
برنامه های تلویزیونی به زودی تنزل پیدا کرد و در مقابل ، وضعیت سینما
شروع به وابسته شدن بیشتر و بیشتر به یکی از جدی ترین انواع هنر هایی که
مانند هنر های زیبا ، از نظر آموختن و نیز توجه عمومی بسیار با ارزش بود ،
می کند. این موضوع کامل شد با (1)
تصمیم معجزه (Miracle Decision) که در آن ، دادگاه عالی ایالات متحده جهت
گیری قبلی خودش را برعکس کرد و بیان کرد که تصاویر متحرک ، نوعی هنر بوده
است که نام گذاری شده است برای محافظت (2) اولین لایحه.
هالیوود جدید یا سینمای پست - کلاسیک:
هالیوود
جدید و سینمای پست – کلاسیک ، عباراتی هستند که برای توصیف دوره ای که به
دنبال نادیده گرفتن سیستم استودیو در دهه 50 و 60 و در اواخر (3)
کد تولید ، استفاده می شود. آن ، به وسیله تمایل بیشتری برای دراماتیزه
کردن موضوعاتی مانند جنسیت و خشونت و نبز با ظهور اهمیت فیلم های (4) بلاکباستر (blockbuster) تعریف می شود.
سینما
پست - کلاسیک ، اصطلاحی است که برای توضیح روش های در حال تغییر روایت
داستان ، در هالیوود جدید ، استفاده شد. این موضع همواره مورد بحث قرار می
گرفت که پیشرفت هایی در درام و شخصیت پردازی که در تصور تماشاگر ، در دوره
عصر کلاسیک/طلایی بدست آمده بود: شرح وقایع به ترتیب زمانی (Chronology)
ممکن است به زحمت جلو برود ، خط داستانی ممکن است با پایان های پیچیده
(twist endings) روبرو شود ، خط ها بین بازیگر اصلی و بازیگر مقابل (
antagonist and protagonist) ممکن است محو شود. ریشه های روایت پست –
کلاسیک در فیلم نوار ممکن است دیده شود مثلا در شورش بی دلیل (Rebel
Without a Cause) در 1955 و در خط سیر شکسته فیلم روانی هیچکاک.
(1) این تصمیم یکی از تصمیمات بزرگی است که توسط دادگاه عالی ایالات متحده گرفته شده است و به طور گسترده ای مربوط به تنزل کردن سانسور در موشن پیکچر در امریکا می شود.
(2) لایحه اول به لایحه ای گفته می شود که طی آن مجلس فدرال ایالات متحده ، از تصویب قوانینی چون مخالفت با آزادی بیان و آزادی مطبوعات و ... بازداشته شد.
(3) کد تولید مشخص می کرد که چه فیلمی از نظر اخلاقی قابل تایید برای مخاطب عام است و چه فیلمی این صلاحیت را ندارد.
(4) در یک معنی به فیلم هایی گفته می شود که در هالیوود با بودجه زیاد و استفاده از ستارگان بازیگری برای جلب توجه عموم ساخته می شود هر چند ممکن است بسیار بی ارزش نیز باشند.



